اخبار > جریان روشنفکری، ناتوان در استکبارستیزی
 


  چاپ        ارسال به دوست

جریان روشنفکری، ناتوان در استکبارستیزی

 

مریم گیلانی؛ کارشناس ارشد فلسفه تعلیم و تربیت// مفهوم استکبار و موضع گیری در قبال آن، منحصر در تقویم و ایامی چون ۱۳ آبان سالروز فتح لانه ی جاسوسی و مناسبت‌هایی از این دست نیست. در واقع بنا به موقعیت کشور ما در منطقه و جهان رویارویی با مقولهی استکبار و اخذ موضع در برابر آن، از جانب تمامی اقشار همیشه محل توجه بوده است. در قرآن کریم به برخورد تهاجمی با استکبار اشاره شده است.
«الذین آمنوا یقاتلون فی سبیل الله والذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت فقاتلو أولیا الشیطان ان کید الشیطان کان ضعیفاً؛ کسانی که ایمان آورده‌اند در راه خدا کارزار می‌کنند و کسانی که کافر شده‌اند، در راه طاغوت می‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید که نیرنگ شیطان (در‌‌نهایت) ضعیف است. »
وجود روحیه ی تهاجمی در مستکبران اقتضا می‌کند که مردم مستضعف، همواره در برابر آنان، موضعی اختیار کنند تا آنان زمینه پیشروی نیابند. سیره پیامبران نیز در برخورد با مستکبران، سیره‌ای تهاجمی بوده است.
اهمیت موضوع «استکبار ستیزی» به حدی است که‌ هر گونه موضع و جایگاهی در قبال آن‌، ‌تعیین کنندهی پارادایم و جهان بینی فکری هر قشر خواهد بود.
در واقع می‌توان از نحوهی برخورد با موضوع استکبار و ایادی آن، به دسته بندی در مورد اقشار سیاسی جامعه دست یافت. به صورت کلی سیاسیون خود را موافق یا مخالف سیاست‌های مستکبرین بر می‌شمرند.
با نگاهی گذرا به تاریخ ایران می توان دریافت که قشر مخالف و ایستاده در برابر تصمیمات مستکبرین ، معمولا افرادی متعهد و پایبند به امور دینی بوده اند. این قشر سیاست‌های مستکبرین را صد در صد مخالف منافع ملی و دینی کشورشان بر می‌شمردند. این در حالی است که جریان روشنفکری به ویژه در زمان رضا شاه و محمد رضا شاه را معمولا افرادی می‌ساختند که ظاهرا دم از علم و ملت و وطن می‌زدند اما دستشان در دستان دشمنان کشور ما قرار داشته است، چنانچه خود را منادی آزادی و ملی گرایی و دموکراسی دانسته اما در حقیقت جیره خوار رژیم‌های استبدادی شده بودند.

 در واقع چنین برداشتی از روشنفکری، تداعی کننده ی جریان روشنفکری وابسته خواهد بود. یکی از شاخصه‌های این جریان را می‌توان غرب باوری و کرنش در مقابل استکبار بر شمرد، به این معنی که ما در اخذ اصول تمدن و مبانی ترقی عقلی و فکری، حق نداریم در صدد اختراع باشیم، بلکه باید از غریبان و غربیان سرمشق بگیریم و در جمیع صنایع از باروت گرفته تا کفش دوزی محتاج سرمشق غیربوده و هستیم.
سلطه جریان روشنفکری بر هنر ایران زمین
جریان روشن‌فکری در ایران از تحولات اجتماعی عصر مشروطه آغاز شد. نگاهی به جریانات روشنفکری نشان می‌دهد که همواره فرهنگ حاکم بر جریان روشن‌فکری، فرهنگی غربی همواره با ویژگی‌ها و خصوصیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دیگر جنبه‌های شکل‌دهندهی به آن همراه است. در دوران مشروطیت، جریان روشن‌فکری با شعار تجددخواهی، سازندگی و تحول از جنس غربی شدن وارد جامعهی ما شد که با فرهنگ و محیط این جامعه بیگانه بود. یکی از مشروطه خواهان غربزده را می توان ملکم خان عنوان نمود. وی همچنین به تاسیس فراموشخانه اقدام نمود،‌در واقع در کتب و ادبیات سیاسی از ملکم به¬عنوان اولین موسس لژ فراماسونری در ایران یاد می¬کنند.
اما برخی از روشنفکران آن زمان همگام با انقلاب مشروطه حرکت کرده و از ابزارهایی نظیر موسیقی و ترانه جهت بیان افکار انقلابی و آزادیخواهی استفاده می‌نمودند. به عنوان مثال عارف قزوینی که خود یک انقلابی و مشروطه‌خواه است از سه ابزار قوی خود؛ یعنی شعر، آهنگ و آواز استفاده می‌کند و شروع به ساختن تصانیف وطنی می‌کند. او در دیباچه دیوانش می‌گوید: زمانی «من تصانیف وطنی ساختم که تصانیف درباره گربه ناصرالدین شاه بود».
 پس از پیروزی انقلاب اسلامی‌، دو جریان روشنفکری در ایران اسلامی رشد نمود. یک جریان از روشن‌فکران جذب مردم و انقلاب شدند و به‌تدریج تلاش کردند که حوزه روشن‌فکری را بومی کنند. گروه دوم روشن‌فکران پس از انقلاب اسلامی، گروهی بوده‌اند که بر‌‌ همان فرآیند رویارویی با فرهنگ و محیط ایرانی پافشاری و ایستادگی کرده و در برابر تصمیمات استکبار و طمع ورزیدن آنان بر منافع کشورمان کوتاهی می‌نمایند. نمونه‌ای از گروه دوم را می‌توان در سمینار اسفند ماه سال ۱۳۷۰ که از سوی دانشکده سینما و تئا‌تر دانشگاه هنر برگزار شد عنوان نمود. در این همایش که تحت عنوان «بررسی سینمای پس از انقلاب» بر گزار شد «سید مرتضی آوینی» از جو غربزده ی مستولی بر سینمای ایران و تنها بودن خود و عقایدش، ‌پرده بر می‌دارد. سخنرانی وی به جنجالی ترین و پرحاشیه‌ترین بخش این برنامه تبدیل شد. برنامه‌ای که روشنفکران زیادی از جمله جعفر پناهی که آن‌موقع هنوز به لباس یک فیلم‌ساز ضدایرانی درنیامده بود در آن حضور داشتند و به بد‌ترین شکل ممکن به آوینی و سخنانش تاختند. حتی فضای حاکم بر مدعوین پس از پایان سخنان شهید آوینی به سطحی از تشویش رسید که بیم آن می‌رفت جمعی از حضار راسا برای ضرب و شتم آوینی وارد عمل شوند.
در حیطه ی شعر و شاعری نیز، در ‌اوان انقلاب اسلامی، ‌شعرا قالب شعر نو را ملک مطلق روشنفکری پنداشته و بر این باور بودند که هیچ مضمون مذهبی حق ورود به آن را ندارد. گرچه خودشان مجاز بودند هر وقت بخواهند به مضامین مذهبی وارد شوند، مثلاً اسم کتاب شعری از شاملو «ابراهیم در آتش» است.
لذا زمانی که شعر مدرن اسلامی مطرح شد، عصبانیت آن‌ها را برانگیخت و این سبب خشم روشنفکری شد تا آن تابویی را که آن‌ها درست کرده بودند که شعر مدرن فقط باید شعر لائیک باشد، شکسته شود.
نفوذ چنین جریان و تفکری در برخی هنر‌ها همچون تئا‌تر به حدی است که به صورت کاملا محدود فرصت عرض اندام را به عناصر مذهبی می‌دهد. از میرزا فتحعلی آخوندزاده تا بعدی‌ها که آمدند و در تئا‌تر ما اثر گذاشتند، ‌این پدیده ی را وارد حوزه ی فرهنگ ما نمودند. جریان روشنفکری در تئا‌تر کشور ما در زیر لایه‌هایی از خاکستر که ما به آن «غفلت» می‌گوییم زنده مانده و بعداً با کنار رفتن این خاکستر‌ها در اثر گذشت زمان و غفلت مسئولین، این شعله‌ها خودشان را نشان دادند. اگر زمانی تئا‌تر ارزش‌های اخلاقی جامعه ی ما را مورد تهاجم قرار می‌دهد، نتیجه ی آن حضور مخفی جریان روشنفکری در تئا‌تر کشور ماست، ‌که جشنواره‌هایی از قبیل جشنوارهی تئا‌تر فجر را به تسلط خود در آورده است. هر چند چنین جشنواره‌ای با اهدافی متفاوت از اهداف این جریان، به صورت سالانه اجرا می‌شود. اما چنین مسئله‌ای عمق نفوذ جریان روشنفکری را در سینما، ‌تئا‌تر، ‌موسیقی و غیره نشان می‌دهد.
 امروزه سینما، ‌شعر، موسیقی و سایر حوزه‌هایی که مدعی روشنفکری است، به تعیین خط و مرز با اصول و اهداف انقلاب اسلامی پرداخته‌اند، ‌به این ترتیب که چنین روشنفکرانی «هنر را برای هنر» تعریف نموده و نهایتا از دریچه ی تعریف مسائل اجتماعی توسط خودشان فرا‌تر نخواهند رفت.

استکبار ستیزی حلقه مفقود جریان روشنفکری
پس از گذشت این همه سال و پس از این همه تجربه‌های تاریخی متفاوت، نمی‌توان با گذاشتن عنوان روشنفکر بر خود، تأکید کرد که راه نجات ما پیروی از غرب و گذشتن از حقوق ملت است و این‌که دنباله‌روی از کشورهای بیگانه، ما را نجات خواهد داد. این ادبیات و نگاه، ادبیات و نگاه تازه‌ای نیست، بلکه‌‌ همان نگاه و حرف‌ کهنه و قدیمی و دورافتاده‌ای است که در تاریخ ما بوده است. این پدیده نشانهی خودناباوری و ناتوانی خواهد بود.
 تا زمانی که میان روشنفکران و درک از جامعه ی اسلامی و اهداف مدنظر آن فاصله افتد، ‌نمی‌توان در برابر مقوله‌هایی همچون استکبار مقاومت نمود. کما اینکه در ادبیات روشنفکری به معنای وابسته، مقاومت در برابر غرب تعریف نشده است و چنین مفهومی، ‌مبهم بر شمرده می‌شود.
اساساً در جوامعی همچون جامعۀ ایران و در کل جوامع اسلامی، که مردم با فرهنگ و معتقدات خودشان، پیوند عمیق و دیرینه و البته معرفت‌شناسانه‌ دارند، هیچ‌گاه روشنفکری به معنای (روشنفکری وابسته ی غربزده) رقم نخواهد خورد. در واقع با مشاهده ی گرایش فزایندۀ بشر امروز به معنویت و اندیشۀ دینی و خود باوری، ‌نمی توان نسخه‌های اجرا‌شده در کشورهای دیگر را که به‌تدریج در آنجا به آرشیو سپرده می‌شوند در ایران اجرا کرده و به کرنش در برابر استکبار پرداخت. کمااینکه کوتاه آمدن از مواضعمان در تمامی حوزه‌های هنری، اقتصادی، ‌سیاسی وغیره هدف مدنظر مستکبرین بوده و آنان در گرفتن مطامع خویش، سیری ناپذیر خواهند بود.


١٦:٢٩ - جمعه ١٦ آبان ١٣٩٣    /    عدد : ٣٩٩٩٩٠    /    تعداد نمایش : ٥٣٧


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




نشریات مکتوب

قرآن الکترونیک

نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
پیوندها

طرح ها و جشنواره ها
نیمکت
چرا به امیرالمؤمنین (ع) خاصف النعل می‌گفتند؟
چرا به امیرالمؤمنین (ع) خاصف النعل می‌گفتند؟
یکی از موضوعاتی که در زندگی فردی و اجتماعی و مادی و معنوی انسان تأثیر بسزایی دارد، ساده زیستی و قناعت است که متأسفانه کمتر به آن توجه شده است، در حالی که از نظر فرهنگ دینی، یکی ....

مشکل اصلی ازدواج های ما آموزش است.
مشکل اصلی ازدواج های ما آموزش است.
حجت الاسلام شهاب مرادی؛ استاد مهارتهای زندگی است. به سایتش هم سری بزنید، پر است از سوال و جوابهای خانوادگی. بیش از ۱۱هزار عضو ثابت دارد و انبوهی از مشکلات دختران و پسران و همسرانی که او به تک تک آنها پاسخ می دهد...