اخبار > دیپلماسی فرصت طلبانه ترکیه
 


  چاپ        ارسال به دوست

دیپلماسی فرصت طلبانه ترکیه

 

ادبیات گستاخانه رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه بر علیه کشورمان در روزهای اخیر، ما را بر آن داشت تا در گفتگو با دکتر حسن لاسجردی، کارشناس مسائل خاورمیانه به بررسی سیاست منطقه ای ترکیه در سالهای اخیر بپردازیم و دلایل مواضع جنجالی اردوغان را از او جویا شویم. لاسجردی که شناخت دقیقی از جریانات داخلی کشور ترکیه دارد، معتقد است اردوغان از سال 2010 یک اشتباه استراتژیک را در سیاستگذاری خارجی ترکیه مرتکب شده است. با این حال وی می گوید این روند ادامه نخواهد داشت و ترکیه دیر یا زود به سیاست تنش صفر با همسایگان بازخواهد گشت.
زمانی ترکیه نقش سازنده ای در منطقه ایفا می کرد و میزبان مذاکرات تهران، برزیل، آنکارا بر سر پرونده هسته ای کشورمان بود. چه عاملی باعث شد که با یک چرخش 180 درجه ای دقیقاً در تقابل با سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی عمل کند و در قامت حامی گروه های تروریستی ایفای نقش کند؟
در خصوص چرایی چرخش مواضع ترکیه در قبال جمهوری اسلامی یا مجموعه ی آن چیزی که دیپلماسی ترکیه در سالهای اخیر نامیده می شود، به نظر می رسد که ما باید چند تا نکته را به عنوان زیربنای دیپلماسی ترکیه نام ببریم تا بر اساس آن درک واقع بینانه تری از تحرکات دیپلماسی آنها داشته باشیم. اول اینکه دیپلماسی ترکیه کلاً فرصت طلبانه است. به نظر می رسد در دولت های مختلف-چه دولتهای چپ، چه دولت های راستگرا و حتی دولتهای اسلامگرا- به جهت مبانی ثابتی که در ساختار قدرت در ترکیه وجود دارد، دولتهای ترکیه دولتهایی هستند که سعی می کنند از فرصت های پیش آمده در جهت منافع خود استفاده کنند. لذا به نظر می رسد فرصت طلبی و ایجاد زمینه های امتیازگیری از جمله نکاتی است که در دیپلماسی همه ی دولتهای ترکیه مشترک بوده است. نکته دومی که در سیاست های اخیر ترکیه مورد ملاحظه ی جدی است، این است که معمار جدید ترکیه-داود اوغلو- همانطور که در کتاب عمق استراتژیک ذکر کرده است، معتقد است جهت گیری ترکیه باید به سمتی باشد که خود را به عنوان قدرت برتر منطقه مطرح کند. به همین جهت، برای اینکه آنها می خواهند در مناسبات منطقه ای قدرت چانه زنی خود را افزایش دهند، بنا بر شرایط و مقتضیات روز، تصمیم گیری و هدف گذاری می کنند.
نکته ی سوم در مورد سیاست منطقه ای ترکیه که شاید مهم تر از دیگر موارد باشد، این است که ترکیه به دنبال اجرای طرح 2023 است. مستحضر هستید که 100 سالگی حکومت جمهوری در ترکیه، سال 2023 است و تیم آقای اردوغان و حزب حاکم در صدد است تا این سال یک سری موفقیت ها و امتیازات چشمگیر سیاسی-اجتماعی را برای جامعه ترکیه به دست بیاورد و از این مسیر به  قولی خودشان را در تاریخ ترکیه جاودانه کنند و از طرفی زمینه حاکمیت طولانی تر خود بر مردم ترکیه را فراهم کنند. لذا یکی از نکات مهمی که باید در مورد سیاست های امروز ترکیه مورد ملاحظه قرار دهیم، چشم انداز 2023 است.
البته تا 2023 باید در چند انتخابات دیگر هم پیروز شوند تا بتوانند نسبت به ادامه ی سیاست های خودشان امیدوار باشند...
بله. درست است. ولی این مسئله را به عنوان یک سند بالادستی نگاه می کنند و در انتخابات اخیر هم بر رویش تاکید داشته اند. مسئله دیگر در تغییر سیاست منطقه ای ترکیه، تغییر چینش مهره های سیاسی است. ما شاهد بودیم تا زمانی که آقای گل در تیم آقای اردوغان بود، یک بردباری سیاسی و تحرکات توام با تعقل و محاسبه گری را از ترکیه شاهد بودیم اما با تغییر آقای گل، ارتقاء جایگاه آقای اردوغان و همچنین آمدن آقای داود اغلو و انجام تغییراتی در حزب آکبارتی، شاهد این هستیم که حزب عدالت و توسعه دارد یک سیاست منطقه ای هیجانی و بر اساس منافع حزبی را در پیش می گیرد. همه ی این مسائل دست به دست هم داده است تا ترکیه جدید، بر اساس این متغیرهای جدید سیستم تصمیم گیری خود را شکل دهد.
با توجه به چشم انداز 2023 که در درجه اول مبتنی بر توسعه داخلی کشور ترکیه است، به نظر شما سیاست منطقه ای حال حاضر ترکیه، چه تاثیری بر این مسئله خواهد داشت؟
ببینید آن چیزی که در حال حاضر به عنوان ملاک و معیار قضاوت در ترکیه شناخته می شود، چند مسئله است. طبیعتاً مسئله اول مربوط به افکار عمومی ترکیه می شود. به نظرم در مجموع، نمودار محبوبیت آقای اردوغان و تیمش در ترکیه-در حالی که بیش از 10 سال حاکمیت را در اختیار داشته اند- در حال حاضر نزولی شده است. دلایل مختلفی هم دارد. مانند حوادث و اتفاقات میدان گزی یا نوع برخوردی که تیم اردوغان با روزنامه نگاران و روشنفکران داشته است. از طرفی بسیاری از وعده های انتخاباتی اردوغان مثل بحث آزادی های اجتماعی مورد سوال است. مباحثی مثل دادن امتیازات خاص به برخی افراد جامعه نیز محبوبیت آنها  را کاهش داده است. در مجموع نمودار محبوبیت آقای اردوغان نزولی است. ایشان در انتخابات گذشته بیشتر از 70 درصد آرا را کسب کرده بود ولی در انتخابات اخیر نزدیک 55 درصد آرا را توانست به خود اختصاص دهد. حزب عدالت و توسعه آن جایگاه پیشین خود در بین جامعه ترکیه را از دست داده است.
آیا سیاست های منطقه ای ترکیه هم در این کاهش محبوبیت نقش داشته است؟
بله. می توان گفت که یکی از علل مهم این کاهش محبوبیت، سیاست های منطقه ای اردوغان بوده است. آنها ترکیه را وارد بحران هایی کرده اند که بر خلاف  میل و خواسته عمومی ملت ترکیه و منافع ملی آنها بوده است. موضع گیری های اردوغان در چند اتفاق مهم منطقه ای، تا حد زیادی به این محبوبیت ضربه زده است. نکته ی دیگر، مربوط به مواضعی است که اردوغان در رابطه با بحث سوریه اتخاذ کرده است که جایگاه، شخصیت و سیاست های او را مورد خدشه قرار داده است. بعدِ دیگرِ سیاست های منطقه ای اشتباهِ اردوغان را می توان با مروری بر تاریخچه فعالیت های ترکیه در منطقه فهمید. ترکیه پیش از این، سیاست نزدیکی به کشورهای منطقه و افزایش همگرایی منطقه ای را دنبال می کرده است که منافع بسیار زیادی را هم از این مسیر و ارتباط نزدیک با کشورهایی چون ایران، عراق، افغانستان، لبنان، پاکستان، سوریه و ... نصیب خود کرده اند.
این تغییر 180 درجه ای که اردوغان در ارتباطات ترکیه با سوریه، عراق، ایران و دیگر کشورهای منطقه ای محور مقاومت داده است، تاثیر منفی بر محبوبیت او داشته است و هرچه در این مسیر اشتباه پیش رفته، این ریزش محبوبیت هم بیشتر شده است. لذا اعتراضات سیاسی و اتفاقاتی که در داخل ترکیه می افتد، در مجموع نشان دهنده این است که بیشترین مخالفت احزاب، گروه ها و افکار عمومی با سیاست های منطقه ای اردوغان بوده است.
آقای اردوغان سعی دارد خود را به عنوان نماینده اخوان المسلمین در ترکیه معرفی کند. بر این اساس، آیا می توان گفت که سیاست های منطقه ای ترکیه دارای جنبه ی مذهبی است یا جریان حاکم را باید جریانی لائیک دانست؟
برداشت من این است که جریان حاکمیت در ترکیه، پس از تحولات اخیر رخ داده در جریان بیدا ی اسلامی، احساس می کند نیروهای آماده و سرگردانی در منطقه و کشورهای اسلامی وجود دارند که هم از فقدان مبانی تئوریک رنج می برند و هم از فقدان یک مرکز هدایتگر و فرماندهی متمرکز. مثلاً اگر به رفتار ترکیه در کشورهایی چون لیبی، تونس و مصر در جریان بیداری اسلامی توجه کنید، متوجه می شوید که تلاش ترکیه این بود که اوّلاً دخالت کند و دوماً با سفرهایی که دولتمردان ترکیه به این کشورها داشتند، سعی می کرد خود را به بحران نزدیک کند تا فهم هدایت بحران را داشته باشد و در نهایت هم می خواستند با نقش آفرینی و سهم خواهی شان، حرکت اجتماعی این جوامع را به سمتی ببرند که به ترکیه در جهت قدرت اول منطقه شدن کمک کند.
می توانیم در این تحرکات، نگاه مذهبی را  بپذیریم یا نه؟
نه. ببینید؛ اتفاقی که در ترکیه افتاده این است که حزب حاکم با سلاح مذهب و باورهای مذهبی ولی با اهداف اقتصادی وارد این حوزه ها شده اند. اینها دو لبه ی قیچی هستند که طبیعتاً همدیگر را قطع خواهند کرد. فلذا وقتی شما با شعار مذهبی و اهداف اقتصادی وارد این معرکه می شوی، نتیجه این خواهد شد که کشورهای هدف-که در حال حاضر کشورهای عربی هستند- نمی توانند خواسته های ترکیه را برآورده کنند. لذا آنچه در ترکیه در حال حاضر وجود دارد، یک احساس سرخوردگی از عدم موفقیت این سیاست دوگانه است.
این مسئله سرخوردگی کشورهای هدف را هم به دنبال خواهد داشت؟
بله. این مسئله باعث سرخوردگی کشورهای هدف هم شده است. چون ترک ها با اشتیاق وارد میدانی شدند و وعده هایی به کشورهای هدف دادند، ولی وقتی خواسته هایشان برآورده نشد، پا پس کشیدند و به وعده های خود عمل نکردند و کشورهایی را که به آنها وعده کمک دادند، تنها می گذارند. ترکها چراغ سبزهایی نشان دادند که بعداً به دلیل نگاه اقتصادی و منفعت طلبانه خودشان نتوانستند به آن پایبند باشند. مسئله ی بعدی- همانطور که در بخش اول توضیح دادم- این است که ترکها فرصت طلب هستند. یعنی وقتی وارد ماجرایی می شوند، دنبال زمینه ای می گردند که بتواند برای آنها سود ایجاد کند. به همین جهت ما در حال حاضر با ترکیه ای مواجه هستیم که دارای دو روی متضاد هست. یک روی خوش برادرانه، دوستانه و اعتقادی و در مقابل، یک روی اقتصادی، چرتکه ای و منفعت طلبانه. لذا اینها اگر بخواهند در کشورهای عربی فاقد توسعه یافتگی کافی و پشتوانه پولی لازم اتفاقی را مدیریت کنند، موفق نخواهند بود. لذا ما مشاهده می کنیم که در این فضا، ترکها ملت های عربی را تنها گذاشتند. لذا این اعتراضاتی هم که در داخل ترکیه در جریان است، به دلیل این است که دولت چراغ سبزی به شرکتها، سازمانها و افراد موثر داده است و آنها را مشغول فعالیت هایی کرده است که بازده اقتصادی نداشته است و لذا افراد نسبت به سیاستگذاری های کلی اردوغان در زمینه سیاست خارجی معترض هستند.
یعنی در حال حاضر چه در داخل ترکیه و چه در بین ملت های منطقه دیدگاه مثبتی نسبت به سیاست های اردوغان وجود ندارد...
بله. همین طور است.
اگر موافق باشید، به مسئله روابط ایران و ترکیه بازگردیم. اردوغان از دو سال پیش بعضاً موضع گیری های صریحی بر ضد کشورمان داشته است. زمانی ایران را به وقت تلف کردن در مذاکرات هسته ای متهم کرد و اخیراً هم در مصاحبه با شبکه فرانس 24، با ادبیاتی نامناسب، اتهاماتی را به کشورمان وارد کرده است. دلیل اینگونه موضعگیری ها را چه می دانید؟!
در رابطه با این که چرا اردوغان علیه جمهوری اسلامی ایران -به ویژه در بحث داعش- اینگونه موضع می گیرد، موضوع مبهم یا گنگی نیست، در هر صورت بعد از شروع بحران سوریه، ترکیه نقش عظیمی در بحران آفرینی در سوریه داشته است. حالا چه در آموزش، چه در تسلیح، چه در دادن اطلاعات به گروه های تروریستی. به نظر من ترکیه یکی از بازیگران مؤثر در براندازی نظام قانونی سوریه بوده است. لذا الان که جریانهای تروریستی در منطقه از آن ابّهت و تحرک خودشان افتاده اند یا عدم کارایی آنها به اثبات رسیده است و در حال حاضر نمی توانند به آن نقطه ی هدفی که برایشان طراحی کردند برسند، طبیعی است که کسانی که از آنها پشتیبانی کردند نسبت به نیروهای رقیب، عصبانی و ناراحت باشند.
اینکه موضع و نقش ترکیه و ایران در منطقه-به صورت مشخص در سوریه- چه بوده است، مسئله مخفی نبوده است. سوال این است که این مواضع نسنجیده چرا اینگونه در تریبون رسمی اعلام می شود؟
ببینید، شما اگر به سیر تحولات عراق و سوریه در همین یکی، دوسال گذشته نگاه کنید، به طور قاطع می توان گفت که تا یک سال گذشته فشار علیه ملت و دولت عراق خیلی زیاد بوده است. حجم کشتارها، حجم آدم ربایی ها، حجم بمب گذاری ها خیلی خیلی بالا بوده است. ولی به نظر من در یک سال گذشته جریان بر علیه جریان های تروریستی شده است و این ملت و دولت عراق و سوریه هستند که توانسته اند جلوی هتاکی ها و جنایات داعش و جبهه النصره را بگیرند. این نشان می دهد که یک نیروی مؤثری وارد معادلات بحران جاری در منطقه شده است. آن چه که از بیان اوباما و کشورهای غربی و اروپایی، ترکیه، عربستان و قطر و کسان دیگر که در جریان سوریه به عنوان محور عربی و غربی وارد شده اند، مشخص می شود این است که  آنها معتقدند که جمهوری اسلامی ایران است که توانسته در مقابل این سیر براندازی ایستادگی کند و به ملت عراق و سوریه کمک کند. از این جهت که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت برتر وارد معادلات شده است و جهت معادلات را عوض کرده است، طبیعی است که اردوغان بخواهد با رقیب سر سخت خودش با ادبیات تند حرف بزند. اما وقتی ادبیات یک آدمی مثل اردوغان تند باشد به نظر من چند دلیل خواهد داشت. اول موفقیت های سیاست های رقیب است. یعنی وقتی که ادبیات آقای اردوغان را در سال های گذشته می بینید مثل اینکه ما سوریه را می گیریم و دولتهایی مستقر در کشور هایی برپا خواهیم کرد! می بینیم که اردوغان در میدان رزم سال های گذشته، سخنرانی های سختی که علیه ملت ها و دولتهای منطقه ایراد می کرد. این نشان می دهد که آن وقت زمان نوار پیروزی ها و استحکام مواضع آنها بوده و الان برعکس شده است. لذا برداشت من از سخنان اردوغان این است که دست برتر و سیاستهای مسلط رقیب، موجب عصبانیت او شده است. نکته ی دومی که در این مسئله باید به آن توجه کرد این است که کاری که آقای اردوغان در سالهای گذشته در بحث سوریه انجام داده است این است که سیاستهای خودش را از سفره ی کشورهای منطقه جدا کرده و به سمت قدرتهای بزرگ رفته است.
یعنی ترکیه اولویت های خود را در سیاست خارجی تغییر داده است؟
بله. اگر اشتباه نکنم، سال 2010 بود که این تغییر ریل انجام شد. به این معنی که سیاست های منطقه ای خودش را از سیاست صفر کردن مشکلات با همسایگان و همراهی های منطقه ای به همکاری های بین المللی تغییر داد. لذا شما می بینید که از سال 2010 که بحران سوریه آغاز می شود، ترکها تلاش کرده اند تا با همراهی با قدرتهای بزرگ؛ در حقیقت سهم بیشتری از کیک منافع منطقه ببرند. لذا برداشت من از عصبانیت یا عدم تعادل اردوغان در سخنوری این است که اردوغان از به نتیجه نرسیدن سیاست های ترکیه و به تیع آن، نداشتن سود و منافع لازم عصبانی است و این ادبیات تند را علیه ایران یا هر کشور دیگری که در این فضا موثر بوده است را به کار می برد.
واکنش دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی به این ادبیات را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا برخورد وزارت خارجه با این ادبیات، منفعلانه نبوده است؟
خب، مسئولین دستگاه دیپلماسی واکنش هایی داشته اند. کاردار ترکیه هم به وزارت خارجه احضار شده است. با این حال من فکر می کنم این اقدامات، واکنش اولیه ایران بوده است. از طرفی چون سفر اردوغان، سفری برنامه ریزی شده است و ما با ترکیه ارتباطاتی در حوزه های مختلف داریم، نمی شود آن را کنسل کرد و ما به پروتکل های تشریفاتی احترام می گذاریم. اما آنچه که شاید مهم تر از این موضوع باشد، این است که آیا ادبیات اردوغان در تهران هم به همین صورت خواهد بود و اینکه آیا پاسخ تهران به این یاوه گویی ها، در همین سطح باقی خواهد ماند؟ من فکر می کنم با توجه به تحولات منطقه، پاسخ تهران سخت تر و قاطعانه تر از صحبت های اردوغان در بیرون از تهران خواهد بود.
نظرتان این است که این سفر باید انجام شود؟
 من فکر می کنم در مجموع این سفر باید انجام شود و مقامات ما در تهران با توجه به دست پری که از منابع مختلف دارند-چه در میدان عملیات در عراق و سوریه، چه دست برتر جمهوری اسلامی در تحولات منطقه- جواب محکم و قاطعی به اردوغان بدهند تا او در مواضع خودش تغییراتی ایجاد کند. باید جایگاه جمهوری اسلامی به او گوشزد شود و از طرفی بداند با یک قدرتی در منطقه دارد صحبت می کند که این قدرت، اولاً منطق دارد و ثانیاً به نیروهایی متکی است که توانسته اند روند تحولات منطقه را دگرگون کنند و نهایتاً اینکه جمهوری اسلامی توسط تیم و رهبری هدایت می شود که منطق، درایت و آینده نگری جزء برنامه های اصلی آن است.
موضع دستگاه دیپلماسی در این مسئله را تایید می کنید؟
فعلاً کافی می دانم. البته یک مسئله دیگر را هم باید در این مورد در نظر داشت. ببینید؛ یک وقتی هست که شما بازنده میدان هستید و از موضع پایین و تحقیرشده با کسی طرف هستی. یعنی هم در میدان رویارویی چوبش را خورده ای، منافعت را از دست داده ای و در مجموع منفعل هستی. خب؛ هیچکدام از این مسائل در مورد جمهوری اسلامی ایران صادق نیست. جمهوری اسلامی ایران نه جایگاهش را از دست داده است، نه منافعش را از دست داده است و نه منفعل است. و اتفاقاً همه ی اینها برعکس است. وقتی شما در موضع برتر هستی نیازی نیست به آدم یاوه گویی مثل اردوغان پاسخی بدهی که او را جری تر کند و او هم به این رویه اش با شدت بیشتری ادامه بدهد. به نظرم بهتر است تشریفات سیاسی انجام شود و به نظرم اردوغان اینقدر شعور سیاسی دارد و میداند که وقتی به تهران بیاید، این اعتراض، به بیان بسیار بسیار تندتر از احضار کاردار توسط مسئولین ما به گوش او خواهد رسید.
نقش ترکیه را در آینده منطقه چگونه ارزیابی می کنید؟
به نظرم ترکیه دچار یک اشتباه استراتژیک در سیاستگذاری و ریل گذاری دیپلماسی شده است. آن اشتباه این است که ترکیه فکر می کرد وقتی با قدرتهای بزرگ اصطلاحاً آشتی کند، مشکلات منطقه ای آنها حل خواهد شد. این سیاست حداقل در فاصله سالهای 2010 تا 2015 در جریان بوده است و به نظر می رسد دستگاه سیاسی حاکم بر ترکیه آنقدر عاقل باشد که یک ارزیابی از این رویه انجام دهد. نکته ی دوم این است که جریان آقای اردوغان و تیمش که جوانان حزب سعادت بودند و افرادی بودند که تحت تاثیر اندیشه های اربکان در ترکیه رشد کرده اند، می دانند که تحولات سیاسی و اجتماعی اصیل از درون جامعه و از کف جامعه شکل می گیرد و رشد می کند. از این رو به نظرم آقای اردوغان و تیمش متوجه می شوند که قرار گرفتن در کنار حکام و بی توجهی به ملت ها، نمی تواند همیشه ادامه داشته باشد.
یعنی می توانیم انتظار تغییر سیاست های ترکیه در آینده را داشته باشیم؟
بله. به نظرم این یارگیری ها و سیاست گذاری های جدیدی که فرضاً با سعودی ها در حال انجام است، زیاد به طول نخواهد انجامید و آنها به یک واقع گرایی خواهند رسید. مسئله ی بعدی این است که به نظر می رسد مخالفت های اجتماعی در ترکیه علیه سیاست های اردوغان هر روز ابعاد جدیدی به خود می گیرد. یعنی اگر یک روزی احزاب مخالف با اردوغان مخالفت می کردند، اما به نظر می رسد امروز احزاب موافق و کسانی که در ائتلاف اردوغان هم بوده اند، بعضاً به سیاست های او اعتراض دارند. لذا به نظرم مجموع این مسائل محتمل است که او را بر سر عقل بیاورد. اگرچه همانطور که مستحضر هستید، اردوغان یک مسئله و چالش بزرگ با عنوان "تغییر سیستم انتخاباتی" و به تبع آن بحث ریاستی کردن سیستم سیاسی ترکیه دارد و دارد برای اختیارات ریاست جمهوری و دیگر وعده هایی که داده است تلاش زیادی می کند تا زمینه مناسب را فراهم کند. یکی از چالش های مهم اردوغان مسائل سیاست داخلی ترکیه است و من فکر می کنم مخالفت های اجتماعی، سران آکبارتی را به این اجماع برساند که با ارزیابی سیاست های خودشان، خطاهای خود را اصلاح کنند و در مجموع دوباره به قابلیت های منطقه ای خود بازگردند. چون ترکیه به دلایل مختلف می تواند از فرصت های منطقه ای به مراتب بیشتر از فرصت های بین المللی استفاده کند. چون قابلیت های ترکیه بیشتر منطقه ای است تا بین المللی. لذا من فکر می کنم ترکها در سالهای آینده یک بازگشت مجدد به سیاست های منطقه ای بر اساس تعامل با همسایگان خواهند داشت.
*گفتگو از حسن رضایی


٢٣:٤١ - جمعه ٢١ فروردين ١٣٩٤    /    عدد : ٤٢٧٦٨٨    /    تعداد نمایش : ١٠٦٤


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




نشریات مکتوب

قرآن الکترونیک

نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
پیوندها

طرح ها و جشنواره ها
نیمکت
چرا به امیرالمؤمنین (ع) خاصف النعل می‌گفتند؟
چرا به امیرالمؤمنین (ع) خاصف النعل می‌گفتند؟
یکی از موضوعاتی که در زندگی فردی و اجتماعی و مادی و معنوی انسان تأثیر بسزایی دارد، ساده زیستی و قناعت است که متأسفانه کمتر به آن توجه شده است، در حالی که از نظر فرهنگ دینی، یکی ....

مشکل اصلی ازدواج های ما آموزش است.
مشکل اصلی ازدواج های ما آموزش است.
حجت الاسلام شهاب مرادی؛ استاد مهارتهای زندگی است. به سایتش هم سری بزنید، پر است از سوال و جوابهای خانوادگی. بیش از ۱۱هزار عضو ثابت دارد و انبوهی از مشکلات دختران و پسران و همسرانی که او به تک تک آنها پاسخ می دهد...