اخبار > «نه» بلند شهریاری به پیشنهادات پر زرق و برق اروپایی
 


  چاپ        ارسال به دوست

«نه» بلند شهریاری به پیشنهادات پر زرق و برق اروپایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صبح روز ۸ آذر ماه ۸۹ دکتر مجید شهریاری در یک عملیات تروریستی شهید می‌شود. بهجت قاسمی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی که سال ۱۳۷۰ به همسری این شهید دانشمند درآمد، در گفت و گویی از خصوصیات و ویژگی‌های دکتر شهریاری می‌گوید.
شهید شهریاری با چه انگیزه‌ای وارد فعالیت‌های هسته‌ای کشور شد؟
می‌دانید که وی ابتدا در رشته برق تحصیل می‌کرد و با یک نگاه نیازمندانه اجتماعی برای زندگی ایرانی به علم هسته‌ای رو آورد. یعنی حساب شده از برق به هسته‌ای رفت. به این نتیجه رسیده بود احتیاج است در این رشته کار کنیم و باید علم آن را داشته باشیم تا تکنولوژی مان پیشرفت کند. به این قضیه بسیار معتقد بود و خیلی جدی و مصرانه کار می‌کرد. افرادی هم که این تیپ کار‌ها را در کشور ما انجام می‌دهند، انگشت شمار بودند و یکیشان هم ایشان بود. از عهده هر کسی برنمی آید؛ اگر هم برآید، هر کسی حاضر نیست وارد این عرصه شود؛ چون خطرات آن را می‌داند. شهید شهریاری می‌دید عده‌ای معدود هستند که هم این کار از آن‌ها بر آید و هم – علی رغم اینکه خطرات آن را می‌دانستند - مشتاقانه کار کنند. این تعداد معدود بودند. او هم وظیفه خودش می‌دانست وارد این ماجرا شود. معتقد بود فقط باید کار کنیم و جلو برویم. کاری به حواشی نداشت. اگرچه همیشه در جامعه حواشی مختلفی وجود داشت، ولی ایشان سرش را پایین انداخته بود و فقط کار می‌کرد؛ نه کاری به کسی داشت و نه دیگران می‌فهمیدند این‌ها چه کار می‌کنند.
چشم انداز شهید شهریاری برای آینده چه بود؟
شهید شهریاری هیچ وقت صحبت درباره اینکه در آینده می‌خواهم اینکار را بکنم یا آن کار را، نداشت. ولی مسیری که در پیش گرفته بود، گویای این بود که او نگران زمان است و می‌گفت ما فرصت زیادی نداریم؛ دشمن هم تلاش می‌کند و هم کار، و ما هم باید کار کنیم. خودش عملا این رویه را پیش گرفت و آنقدر در این قضیه نگران بود که جان خود را در این راه فدا کرد. معتقد بود در عصر حاضر باید آنچه از علم به خصوص در بحث هسته‌ای یاد می‌گیریم، به کار ببندیم.

وی چقدر برای یادگیری مباحث علمی و تدریس به دانشجویان وقت می‌گذاشت؟
شهید شهریاری به دانشجویان و همکارانش کمک زیادی می‌کرد. به کرات پیش آمده بود که تا نیمه شب به خاطر تز‌ها و تحقیقات همکاران و دوستانش در دانشگاه بماند. حتی صبح روز شهادتش هم در حال مطالعه پایان نامه یکی از دانشجویانش بود که قرار بود دفاع کند. خود شهید هم استعداد قابل توجهی در درک مسائل و مباحث علمی داشت. یکی از دوستان دکتر در خاطراتش از او می‌گوید که می‌خواستند بین دو رشته امتحان بدهند و برای این کار حتماً باید درس ترمودینامیک را پاس می‌کردند. به همراه مجید از یکی از دوستان خواسته بودند مباحث ترمودینامیک را به آن‌ها درس دهد. آن شخص قبول کرده بود و سه روز به این‌ها درس داد، ولی بعد از امتحان، نمره مجید چهار نمره بیشتر از آن دوستی که تدریس کرده بود، شد!
ایشان در زمان دانشجویی هم سطح بالایی داشتند؟
من زمانی که در مقطع کار‌شناسی ارشد در رشته مهندسی هسته‌ای دانشگاه صنعتی شریف قبول شدم، با شهید شهریاری آشنا شدم. شهید شهریاری دانشجوی نمونه دانشکده مهندسی هسته‌ای دانشگاه صنعتی شریف بود. او همیشه در سایت دانشگاه حضور داشت و دائماً با دانشجویان در مباحث علمی بحث می‌کرد و اساتید دانشگاه هم او را دوست داشتند.
پس از مقطع کار‌شناسی ارشد هم ایشان به دلیل آنکه توانسته بود رتبه اول را در دوره مذکور کسب کند، با استفاده از آیین نامه دانشجویان رتبه اول، در دوره دکتری علوم و تکنولوژی هسته‌ای دانشگاه صنعتی امیرکبیر پذیرفته شد. تحصیلات دوره دکتری را در سال ۱۳۷۷ به پایان رساند و از‌‌ همان سال نیز به عنوان عضو هیئت علمی در دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر مشغول به کار شد.
قاعدتا ایشان با این درجه علمی درخواست‌های علمی زیادی هم از دانشگاههای خارجی برای تدریس و همکاری علمی داشت.
بله. به دلیل پتانسیل علمی بالایی که داشت و کارهای علمی و مقالات بین المللی سطح بالا، شناخته شده بود و حتی برخی مقالات ایشان در سطح بین المللی به عنوان مرجع در دانشگاه‌های کشورهای دیگر استفاده می‌شود. ما چندین مورد از کشورهای دیگری پیشنهاد داشتیم. البته همه‌اش این نبود که بگویند کار و زندگی تان را‌‌ رها کنید و بیایید پیش ما. آن‌ها هم بلدند چگونه پیشنهاد بدهند که تعجب آور نباشد. مثلا دعوت می‌کردند به یک هفته گشت و گذار در اروپا و مهمان آن‌ها باشیم. پیشنهاداتی که آبدار هم بود، ولی هم دکتر شهریاری حواسش بود و هم من می‌دانستم و بچه‌ها را هم توجیه کرده بودیم. می‌دانستیم این پیشنهادات از جای دیگر آب می‌خورد و معنای دیگری دارد. شهید شهریاری همه پیشنهادات این مدلی را رد کردند و در زندگی به جز دو سه مأموریت ویژه کاری و زیارتی سفر خارج از کشور نداشتند.
در تحقیقات و پژوهش‌ها با مراکز علمی دنیا ارتباط از راه دور داشتند؟
کنفرانس‌ها را خود ایشان نمی‌رفت زیرا از سالهای پیش، بحث ترور و بودن اسم ایشان در لیست ترور مطرح بود. ما می‌دانستیم و حتی دوستان همکار هم مطلع بودند. پس ایشان آزاد نبود در این کنفرانس‌ها شخصا شرکت کند ولی در بسیاری از موارد، کنفرانس هایی که پیشنهاد می‌شد، دانشجویان خود را می‌فرستاد. فرضا در پژوهشی کار کرده بودند، برای ارائه مقاله دانشجو را می‌فرستاد و خودش نمی‌رفت؛ ولی دائما از طریق اینترنت با مقالات تحقیقی و پژوهشی سراسر دنیا ارتباط داشت و در جریان بود. مراوداتی هم داشت ولی به این شکل نبود که خودش حضور پیدا کند و آنجا باشد، نبود چون معذوریت امنیتی داشت.

با توجه به سطح علمی بالایی که شهید شهریاری داشت، آیا از دیگران مستثنی زندگی و فعالیت می‌کرد؟ ارتباط وی با دانشجویان و همکارانش چگونه بود؟
با توضیحاتی که تاکنون درباره شهید شهریاری گفتم، کاملا مشخص است که وی از هرگونه تکبر به دور بود و هرگز چنین احساسی نداشت که بر‌تر و بالا‌تر از دیگران است. یکی از همکاران وی می‌گوید: اگر می‌خواستند جایی را تجهیز کنند، دکتر شهریاری طوری همکاری می‌کرد که اگر کسی او را می‌دید تصور می‌کرد نیروی خدماتی است. یا می‌گوید که در راه‌اندازی کارگاه‌ها و تجهیزشان هم مشارکت می‌کرده و حتی خودش بازار می‌رفته و وسایل مورد نیاز را می‌خریده است.
شهید شهریاری حتی خود را نسبت به زندگی شخصی دانشجو‌یان مقید می‌دانست و به مسائل مالی آن‌ها اهمیت می‌داد و تا جایی که می‌توانست به آن‌ها کمک می‌کرد و در این مسائل دستی گشاده داشت.
شهید شهریاری چطور توانسته بود ارتقای درجه علمی خود را با غرور دینی همراه کند؟ شاید این شائبه وجود داشته باشد که علم و دین، در ارتباط مستقیم با هم نیستند؛ به خصوص علمی مانند فیزیک.
بحث علم و دین را باید به صورت عمیق مورد توجه قرار داد. برای من بسیار جالب بود که بعد از شهادت شهید شهریاری، حضرت آیت الله جوادی آملی یک بیانیه دادند که هنوز هم - بعد از سه سال و بعد از بار‌ها خواندن- مطالب آن، برایم تازگی دارد و به جوان‌ها توصیه می‌کنم این بیانیه آیت الله جوادی آملی را بخوانند. تعبیری که ایشان از علم دارند، این است که ما اصلا علم غیردینی نداریم. این نیست که برخی علوم دینی باشند مثل معارف و حدیث و تفسیر و اخلاق و کلام و بقیه طبیعی. بیان ایشان چنین است که هر علم طبیعی هم فعل خدا را تفسیر می‌کند. فیزیک که درباره جاذبه، نیرو‌ها، انتقال حرارت، شتاب، هسته و اتم حرف می‌زند، همه این‌ها تفسیر فعل خداست. این‌ها همه مخلوقات خداوند هستند و علوم، این مخلوقات خدا را تفسیر می‌کنند. با این نگاه، فیزیک هم یک علم دینی است. وقتی اینطوری نگاه کنید علم و دین ماهیتا یکی هستند.
شهید شهریاری هم تمام نگاهش در زندگی این بود به گونه‌ای زندگی کند که آنچه را خداوند به عهده یک بنده گذاشته، به خوبی انجام دهد. به علم هم از همین منظر نگاه داشت، زیرا فکر می‌کرد اگر علم را در حد بالا بیاموزد، خداوند را راضی و خشنود می‌کند و دنبال آن می‌رفت. هرچه بیشتر می‌رفت، بیشتر به قدرت، مدیریت و درایت خداوند در آفرینش عالم پی می‌برد و همین باعث می‌شد خضوع و خشوع و تواضع او بیشتر شود.
اگر علم را مقابل دین بدانی و فکر کنی حالا که دوتا نیرو را می‌شناسی، عالم دهر هستی، نتیجه آن کبر و غرور و در نتیجه بمب، آدم کشی و نسل کشی است. ولی اگر علم را الهی بنگری و هرچه عالم‌تر می‌شوی، خاضع‌تر، خاشع‌تر و مردم دوست‌تر می‌شوی. من فکر می‌کنم فکری که دکتر شهریاری داشت، همین بود. نوع نگاهش به علم به گونه‌ای بود که علوم قدرت یک خداوند قادر را بیان می‌کند و همین باعث می‌شد ایشان بسیار سراغ علم می‌رفت، به دنبال ناشناخته‌ها بود و خیلی پیشرفت کرد. هر چه پیشرفت می‌کرد، باعث تعالی روحی‌اش می‌شد و سعی می‌کرد متواضع‌تر و فروتن‌تر باشد.
این روز‌ها به موضوع سبک زندگی اسلامی اشاره می‌شود؛ دکتر شهریاری چه رویکردی در این خصوص داشت؟
شاید هر کسی برداشتی از آموزه‌های اسلامی داشته باشد ولی جنبه‌ای که من خدمت شما می‌گویم آن آموزه‌هایی است که از رهبران دینی به ما رسیده است. در یک کلام می‌توانم بگویم نگاه ایشان به زندگی اینگونه بود که هر قدمی برمی‌دارد، هر کلمه‌ای می‌گوید و هر برخوردی که می‌کند باید رضایت خداوند در آن باشد. این رویکرد، سرلوحه تمام امور رفتاری، گفتاری و منش ایشان بود. بر همین اساس هم در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و تربیتی تا جایی که می‌توانست این مسائل را رعایت می‌کرد. در بحث تربیت بچه‌ها تاکید داشت از کودکی آن‌ها را به مسجد ببرد؛ در ماه رمضان، کتاب تفسیر قرآن را مطالعه می‌کرد و برخی نکات خاص و مسائل اخلاقی را در جمع خانواده مطرح می‌کرد تا بچه‌ها از کودکی آموزش ببینند. در تربیت بچه‌ها بسیار مصر بود - و خود او هم رعایت می‌کرد - دروغ و غیبت مطرح نشود. من به یاد ندارم هرگز در زندگی از ایشان دروغ شنیده باشم. بچه‌های من هم به طور طبیعی دروغی از پدر نشنیدند و این خود آموزه‌ای شده که الان آن‌ها هم دروغ نمی‌گویند. اگر در جمعی بود و صحبت شخص ثالثی به میان می‌آمد که احساس می‌کرد غیبت او می‌شود، یا تذکر می‌داد یا حرف را عوض می‌کرد و اگر نمی‌شد، جلسه را‌ ترک می‌کرد. من الان همین اعمال را در رفتار بچه‌های خودم می‌بینم. در ابعاد آداب اجتماعی هم بسیار خوش اخلاق بود. به همسایه، همنوع و همکار احترام می‌گذاشت. به عنوان یک عضو خانواده بسیار تواضع و فروتنی داشت. تا جایی که من به یاد دارم، ایشان در هر بعدی تمام تلاش را می‌کرد آموزه‌های دینی را به کار ببرد و همه این‌ها نشات گرفته از این اعتقاد بود که ما باید طوری زندگی کنیم که مرضی خداوند باشد.
ارتباطش با شهدا چگونه بود؟
نگاهش به زندگی خدایی و الهی بود و با این نگاه، قطعا برای شهدا هم ارزش والایی منظور می‌داشت. طیف عظیمی از دوستان ایشان، یا از شهدا بودند یا رزمندگان و جانبازان.
 ایشان در جبهه هم حضور داشت؟
هنگام سربازی در جبهه بود ولی اهمّ کارش را در درس و آموزش گذاشته بود چون سطح ایشان در درس بسیار بالا بود. به بچه‌های رزمنده‌ای که به خاطر جبهه، درس را‌‌ رها کرده بودند و عقب افتاده بودند، کمک می‌کردند که از نظر علمی به سطح دانشگاه برسند.
یعنی سطح علمی رزمنده‌ها را احیا می‌کردند؟
رزمنده‌ها به دلیل آنکه مدتی در فضای جبهه و جنگ و دور از درس بودند، بعضا دچار مشکلات روحی شده بودند، از فضای جبهه برگشته بودند و شرایطشان خاص بود و با فضای دانشگاه سازگار نمی‌شدند، دکتر شهریاری بسیار هم و غم گذاشته بود که هر طور شده به این بچه‌ها کمک کند به فضای دانشگاه برگردند. دانشگاه امیرکبیر جزو معدود دانشگاه‌هایی بود که دانشجویان رزمنده آن وقتی از جبهه برگشتند، بسیاری از آن‌ها توانستند به سطح علمی دانشگاه برگردند و دکتر شهریاری در این زمینه خیلی تلاش کرد.
گفتگو از هانیه خاکپور


٠٠:٢٨ - پنج شنبه ٩ بهمن ١٣٩٣    /    عدد : ٤١٦٢٨٨    /    تعداد نمایش : ٦٧٣


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




نشریات مکتوب

قرآن الکترونیک

نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
پیوندها

طرح ها و جشنواره ها
نیمکت
چرا به امیرالمؤمنین (ع) خاصف النعل می‌گفتند؟
چرا به امیرالمؤمنین (ع) خاصف النعل می‌گفتند؟
یکی از موضوعاتی که در زندگی فردی و اجتماعی و مادی و معنوی انسان تأثیر بسزایی دارد، ساده زیستی و قناعت است که متأسفانه کمتر به آن توجه شده است، در حالی که از نظر فرهنگ دینی، یکی ....

مشکل اصلی ازدواج های ما آموزش است.
مشکل اصلی ازدواج های ما آموزش است.
حجت الاسلام شهاب مرادی؛ استاد مهارتهای زندگی است. به سایتش هم سری بزنید، پر است از سوال و جوابهای خانوادگی. بیش از ۱۱هزار عضو ثابت دارد و انبوهی از مشکلات دختران و پسران و همسرانی که او به تک تک آنها پاسخ می دهد...