اخبار > چرا به امیرالمؤمنین (ع) خاصف النعل می‌گفتند؟
 


  چاپ        ارسال به دوست

چرا به امیرالمؤمنین (ع) خاصف النعل می‌گفتند؟

 

یکی از موضوعاتی که در زندگی فردی و اجتماعی و مادی و معنوی انسان تأثیر بسزایی دارد، ساده زیستی و قناعت است که متأسفانه کمتر به آن توجه شده است، در حالی که از نظر فرهنگ دینی، یکی از ارزش‌های متعالی به حساب می‌آید. ساده زیستی، پاسخ انسان‌های دانا به زندگی ناپایدار دنیاست که در پرتو آن، آرامش درون و برون حاصل می‌شود. بنابراین، ساده زیستی با نوع شناخت انسان و نگرش او به زندگی دنیا مرتبط است.

 

 جایگاه ساده زیستی در اسلام

 

از نظر اسلام، ساده زیستی، یک ارزش معنوی است. پیشوایان دین، ساده زیستی و قناعت را ارزشی والا می‌دانستند و افراد ساده زیست را می‌ستودند. امیرمؤمنان علی (ع) در مورد «صعصعه بن صوحان» می‌فرماید: «انک ما علمت حسن المعونه خفیف المؤونه؛ (مصطفی دلشاد تهرانی، سیرهٔ نبوی، دفتر اول، ص۳۳۸)؛ همانا تو تا آنجا که دانسته‌ام، یاوری نیکو و کم هزینه‌ای.» هم چنین آن حضرت در توصیف «زید بن صوحان» که در جنگ جمل به شهادت رسید، فرمود: خداوند تو را رحمت کند ‌ای زید، که به راستی کم هزینه و پر کار بودی. (همان، ص۳۳۸) امام علی (ع) از میان همهٔ کمالات «صعصعه» و «زید» به این ویژگی مهم آنان (کم هزینه و پرکار بودن) اشاره می‌کند تا جای‌گاه ارزشی ساده زیستی برای همگان مشخص گردد.

 

 ساده زیستی و فقر

 

ممکن است این تصور پیش آید که اسلام با تأکید شدید بر ساده زیستی، مروج فقر است، در حالی که به هیچ وجه ساده زیستی به معنای توصیهٔ پذیرش فقر و استضعاف نیست و نظر اسلام، فقرزدایی است، نه فقرزایی. فقر، نداشتن و ناداری است، اما ساده زیستی، نخواستن در عین تمکن می‌باشد. ساده زیستی، گذشت از سر اقتدار است، اما فقر، گذشت محرومانه است. ساده زیست، دارد و نمی‌خواهد، اما فقیر، ندارد تا بخواهد. اسلام نه تنها فقر را نمی‌ستاید، بلکه آن را به شدت محکوم می‌کند و از آن بر حذر می‌دارد. تا جایی که پیامبر اسلام (ص) از فقر به خدا پناه می‌برد (مصطفی دلشاد تهرانی، سیرهٔ نبوی، دفتر اول، ص۳۵۲) و آن را از هر مرگی بد‌تر می‌داند. (بحار الانوار، ج۷۲، ص۴۷) امام علی (ع) می‌فرماید: پسرم! از فقر بر تو بیمناکم، پس از آن به خدا پناه ببر که فقر مایهٔ کاستی دین و سرگردانی عقل است و به دشمنی می‌انجامد. (نهج البلاغهٔ صبحی صالح، قصار۳۱۹)

 

 ساده زیستی حاکم

 

ساده زیستی حاکمان، یکی دیگر از ویژگی‌هایی است که امام علی (ع)، به اشکال مختلف بر آن تأکید می‌کند. ایشان این ویژگی را در مصادیقی از قبیل پرهیز از دنیاپرستی و هواپرستی، پرهیز از سرمایه داری و همنشینی با سرمایه داران و اجتناب از اسراف و رفاه زدگی تبیین می‌کند. از آنجایی که در هر جامعه‌ای فقیر و غنی وجود دارد نظر حضرت بر این است که سطح زندگی یک حاکم اسلامی باید در حد پایین افراد جامعه باشد که اکثریت هر جامعه را تشکیل داده‌اند؛ زیرا چنین حاکمی مشکلات و سختی‌های مردم فقیر را بهتر درک کرده، بر رتق و فتق امور آن‌ها بیشتر همت می‌گمارد.

 

امام علیه السلام در مورد لزوم پرهیز حاکم از سرمایه داری و سرمایه داران، در نامه‌ای به فرماندار بصره عثمان بن حنیف انصاری، که دعوت مهمانی سرمایه داری از مردم بصره را پذیرفته بود، چنین می‌فرماید: «پس از یاد خدا و درود،‌ ای پسر حنیف به من گزارش دادند که مردی از سرمایه داران بصره، تو را به مهمانی خویش فرا خواند و تو به سرعت به سوی آن شتافتی؛ خوردنی‌های رنگارنگ برای تو آوردند و پی در پی، کاسه‌های پر از غذا جلوی تو نهادند. گمان نمی‌کردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده‌اند. اندیشه کن در کجایی و بر سر کدام سفره می‌خوری؟ پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمی‌دانی دور بیفکن و آنچه را که به پاکیزگی و حلال بودنش یقین داری مصرف کن.» (نهج البلاغه، نامه ۴۵)

 

 امام علی علیه السلام می‌فرماید حاکم اسلامی باید از ملزومات دنیا به حداقل آن اکتفا کند و مواردی را که جنبه دنیاپرستی و تجمل گرایی دارد، کنار بگذارد. از نظر ایشان، چنین حاکمی است که می‌تواند جامعه را به سوی عدالت اقتصادی اجتماعی سوق دهد و فقر را از میان ببرد؛ در صورتی که اگر خود، دنیاپرست و تجمل گرا باشد همّ و غمّ او در ریاسَت، جمع آوری اموال و امکانات برای خود و عدم توجه به بی‌عدالتی‌های اقتصادی در جامعه خواهد بود که در ‌‌نهایت جامعه به زوال و انحطاط سوق پیدا می کند. در این مورد به فرماندار خود در بصره عثمان بن حنیف انصاری می‌فرماید: «آگاه باش هر پیروی را امامی است که از او پیروی می‌کند و از نور دانشش روشنی می‌گیرد، آگاه باش امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است، بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی مرا یاری دهید. پس سوگند به خدا که من از دنیای شما طلا و نقره‌ای نیندوخته و از غنیمت‌های آن چیزی ذخیره نکرده‌ام. بر دو جامه کهنه‌ام جامه‌ای نیفزودم و از زمین دنیا حتی یک وجب در اختیار نگرفتم و دنیای شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچیز‌تر است!» (نهج البلاغه، نامه ۴۵) در ادامه این نامه در ضرورت پرهیز حاکم از تجملات و زرق و برق دنیا می‌فرماید: «من اگر می‌خواستم، می‌توانستم از عسل پاک و از مغز گندم و بافته‌های ابریشم برای خود، غذا و لباس فراهم آورم. امّا هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد و حرص و طمع مرا وا دارد که طعام‌های لذید برگزینم، در حالی که در «حجاز» یا «یمامه» کسی باشد که به قرص نانی نرسد یا هرگز شکمی سیر نخورد یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم‌هایی که از گرسنگی به پشت چسبیده و جگرهای سوخته وجود داشته باشد... آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرالمؤمنین خوانند و در تلخی‌های روزگار با مردم شریک نباشم و در سختی‌های زندگی، الگوی آنان نگردم؟ آفریده نشده‌ام که غذاهای لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد.» (همان)

 

 ساده زیستی امیرالمومنین

 

على در خانه گلین در مقابل کاخ سبز شام قد علم مى‏کند. امیرالمومنین با سفره گرده نان و نمکش در برابر سفره‏هاى رنگین شام ارزش مى‏آفریند و على با دو جامه خشن و کفش وصله دارش که آن قدر به آن وصله زد که «خاصف النعل» لقب گرفت، در برابر لباس‏هاى رنگارنگ فاخر و تقلیدى از روم که مقام‏هاى شام به آن مبتلا بودند، ارزش پدیدار مى‏سازد. زندگى شخصى على (ع) سراسر فریاد علیه کاخ نشینان دنیا و ستم پیشگانى که جز ارضاى غرایز خویش به چیز دیگر نمى‏اندیشند، مى‏باشد.

 

على (ع) همانند بردگان غذا مى‏خورد و مى‏نشست. وى دو جامع خرید، غلام خود را مخیر کرد بهترین آن دو را برگزیند. آجر و خشتى براى تهیه مسکن خویش روى هم ننهاد. به مردم نان گندم و گوشت مى‏خوراند و خود نان جو و نمک تناول مى‏کرد و لباس‏هاى خشن و ساده مى‏پوشید. (بحار، ج ۴۱ ص ۱۰۲ و ۱۳۱ و ۱۴۷ و ۱۴۸ و. ۱۵۴) در دوران پنج سال حکومت حتى یک وجب زمین براى خود اختصاص نداد: و لا حزت من ارضها شبرا (نهج البلاغه، نامه ۴۵) و این درحالى است که حکومت‏داران در این فرصت‏‌ها ذخایر فراوان به خود اختصاص مى‏دهند! على خود را در سطح مردم عمومى و بلکه ضعیف‏‌ترین مردم جامعه قرار مى‏داد: أقنع من نفسى‌بان یقال هذا امیر المؤمنین ولا أشارکهم فى مکاره الدهر او اکون اسوة لهم فى جشوبة العیش؛ «چگونه من راضى مى‏شوم که به من بگویند امیرمؤمنان است و با مؤمنان و مردم شریک دشوارى‏هاى آنان نباشم یا الگوى در تنگناهاى زندگى آنان نباشم!» ان امامکم قد اکتفى من دنیاه بطمریه و من طعمه بقرصیه؛ «امام و راهبر شما از دنیایش به دو جامه کهنه و دو گرده نان اکتفا نموده است.»

 

 حضرت علی (ع) و فرزندانش، پاسداران سیره نبوی بودند و در ساده زیستی از آن بزرگوار پیروی می‌کردند. آن حضرت می‌فرماید: به خدا سوگند، این جامه پشمین خود را آن قدر وصله کرده‌ام که از وصله کننده آن شرم دارم. (نهج البلاغه خطبه ۱۶۰) امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش روایت کرده که فرمود: علی (ع) در کوفه به مردم نان و گوشت می‌خوراند و خود طعامی جداگانه داشت. بعضی گفتند: کاش می‌دیدیم که خوراک امیرمؤمنان چیست؟ پس عده‌ای به طور سرزده به حضور امام رسیدند، غذای او چنین بود: تریدی (خرده‌ای) از نان خشکیده خیسیده به روغن که با خرمای فشرده آمیخته شده بود و آن خرما را از مدینه برای وی می‌آوردند.

 

ابواسحاق سبیعی می‌گوید: یک روز جمعه بر دوش پدرم سوار بودم و امام علی (ع) خطبه می‌خواند. دیدم آن حضرت دست خود را تکان می‌دهد، گویا با آستین پیراهنش خود را باد می‌زند. به پدرم گفتم: آیا امیرمؤمنان گرمش است؟ گفت: او گرما و سرما را چیزی به حساب نمی‌آورد، بلکه پیراهنش را شسته و چون پیراهنی جز آن نداشته، آن را مرطوب به تن کرده است و چنین می‌کند تا خشک شود.

 

مصطفی احمدی


٠٠:١١ - جمعه ١٩ ارديبهشت ١٣٩٣    /    عدد : ٣٦٥٤٠٦    /    تعداد نمایش : ١٢٠٢


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




نشریات مکتوب

قرآن الکترونیک

نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
پیوندها

طرح ها و جشنواره ها
نیمکت
چرا به امیرالمؤمنین (ع) خاصف النعل می‌گفتند؟
چرا به امیرالمؤمنین (ع) خاصف النعل می‌گفتند؟
یکی از موضوعاتی که در زندگی فردی و اجتماعی و مادی و معنوی انسان تأثیر بسزایی دارد، ساده زیستی و قناعت است که متأسفانه کمتر به آن توجه شده است، در حالی که از نظر فرهنگ دینی، یکی ....

مشکل اصلی ازدواج های ما آموزش است.
مشکل اصلی ازدواج های ما آموزش است.
حجت الاسلام شهاب مرادی؛ استاد مهارتهای زندگی است. به سایتش هم سری بزنید، پر است از سوال و جوابهای خانوادگی. بیش از ۱۱هزار عضو ثابت دارد و انبوهی از مشکلات دختران و پسران و همسرانی که او به تک تک آنها پاسخ می دهد...